![]() |
![]() |
|
| وبلاگ رسمی شهید اکبر محمدی |
|
با سلام خدمت همه آزاد مردان ایران 31 july سالگرد درگذشت اسطوره ملی مقاومت در ایران زنده یاد و جاوید نام شهید جاوید اکبر محمدی است .
بداریم .
مقاومت دانشجویی نام گذاری شده است .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 15:57 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
گوتنبرگ
مالمو
فرانکفورت
هامبورگ
ترکیه
هلند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:39 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
با سلام و درود بعد از جمع آوری اطلاعیه های مراسم سالگرد روان شاد جاوید نام اکبر محمدی خانواده آن شهید جاوید تاریخ جدید و دقیق مراسم سالگرد را اعلام کرده اند بـــــــــــــــــــــــه نــــــــــــــــــــا م یــــــــــــــــز د ا ن پـــــــــــــــــــــــــــــا کــــــــ بمناسبت اولین سالگرد مرگ زنده یاد شاد روان جاوید نام اکـــــــــــــــبر مـــــــــــحــــمــد ی مجلس یابودی در روز چهرشنبه مورخ ۱۰/۵/۱۳۸۶ از ساعت ۳ الی ۶ واقع درآمل / خیابان امام رضا/ بلوار مطهری/جاده قدیم آمل به بابل کیلومتر۱۳ ( سر پیج ) بعد از روستاهای سرخ کلا و تمسک روستای چنگ میان برگذار می شود . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 20:28 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
نخستین مراسم سالگرد زنده یاد اکبر محمدی که قرار بود در روزآدینه ( جمعه )
۱۲/۵/۱۳۸۶ بر گذار شود. که از سوی دادستانی آمل و اداره اطلاعات تمامی اطلاعیه های این مراسم جمع آوری شد و پدر زنده یاد اکبر محمدی را به دادستانی انتقال دادند و از برگذاری مراسم در روز جمعه جلوگیری کرده اند و متذکر شده اند هر گونه مراسم و چاپ اطلاعیه زیر نظر و با تایید دادستانی و اداره اطلاعات انجام پذیرد.هنوز زمان برگذاری مراسم از سوی خانواده زنده یاد اکبر محمدی تعیین نشده است .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 20:11 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
۱۸ تیر نزدیک است . ۱۸ تیر یاد آور زخمهای کهنه ۱۸ تیر یاد آور تلاش و مبارزه شهدای جاوید زنده یاد عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی ۱۸ تیر یاد آور حماسه آرش های دلیر پیشاپیش سالگرد ۱۸ تیر ۷۸ و یاد و خاطرهمه دانشجویان مبارز و زندانیان سیاسی و همه آنانی که در راه عزت و سر افرازی و سر بلندی و اعتلای میهن عزیزشان از بذل جان و مال مایه گذاشته اند را گرامی می داریم . و روز ۷ ( هفت ) مرداد ماه اولین سالمرگ زنده یاد شهید جاوید اکبر محمدی را روز ملی ( مقاومت دانشجویی ) نام گذاری می کنیم . یاد و خاطر وی و همه مبارزان گرامی باد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 15:31 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
آقای!؟محمود احمدی نژاد امروز مي خواهم سكوت چندين صد ساله نياكانم را بشكنم امروز مي خواهم فريادي رسا بكشم فريادي كه به هر دليلي نياكانم نتوانستند بكشند فريادي كه نياكان تو در گلوي اجداد من خاموش كردند امروز تو خواسته يا نا خواسته در راس اين حكومت هستي تو مي تواني خود را یک پیامبر نوین بدانی چون متحجران جامعه که در راس نظام هستند مهر تایید بر گفته های تو می زنند تو را فرستاده خدا و کلمات کودکانه و احمقانه تو را الهام گرفته از سخنان خدا می دانند آری تو امروز در نظر متحجرانه شان که با هیچ اصول و سنن و ادیانی مغایرت ندارد از هر قدیسی قدیس تری آری تو هم یک قربانی هستی قربانی ابلهی که فدای امیال کثیف یک عده مشخص شدی تو قدیسی هستی که به جای وحی و کلام و کتاب ( جنگ و جنایت و فقر و بی عدالتی) را برای این مردم ستمدیده و رنج کشیده و تشنه آزادی به ارمغان آوردی تو امروز بر مسندی تکیه زدی که تمام جنایتت را توجیح می کند فقط این را بدان مردم ایران نه تنها از تو به عنوان یک اسطوره یاد نمی کنند بلکه در یاد و ذهنشان تو به عنوان یک فرد متملق و چاپلوس و یک وطن فروش خائن باقی خواهی ماند تو با سخنان غلو آمیزت دین را مورد تمسخر خویش قرار دادی تو به شعور همه ایرانی ها توهین کردی تو نه تنها در مسند فعلیت عدالت را اجرا نمی کنی بلکه تو یک یک میر غضبی هستی که عدالت را به صلیب می کشی و آن را به مسلخ می فرستی و آن را دار می زنی و عدالت را قربانی هوی و هوس بی جای خویش می کنی عدالت کلمه ایی که نوشته می شود ولی در این مملکت هرگز خوانده نمی شود . عدالت خواهان و آزادی خواهان می میرند ولی هرگز این ننگ را که تو رئیس جمهور این ملت آریایی نژاد باشی را نمی پذیرند . تو با حرکات احمقانه و بچه گانه ات نه تنها کشور ایران را مورد تمسخر و ریشخند جهانیان قرار دادی بلکه داری ایران را به ورطه نابودی می کشانی ایران کهن ما را به جنگ و ویرانی ثوق می دهی آقای!؟ محمود احمدی نژاد تو هرگز یک قهرمان ملی نخواهی شد بلکه تو یک منفور تاریخی خواهی ماند. فرزند بیدار ایران |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 16:58 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
اکبر جان دوستت داریم و فراموشت نمی کنیم اکبر جان دوستت داریم و فراموشت نمی کنیم اکبر جان دوستت داریم و فراموشت نمی کنیم اکبر جان دوستت داریم و فراموشت نمی کنیم اکبر جان دوستت داریم و فراموشت نمی کنیم اکبر جان دوستت داریم و فراموشت نمی کنیم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:3 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
خليل بهراميان وکيل جمعی از زندانيان سياسی بازداشت شد،
دکتر خليل بهراميان وکيل پرونده اکبر محمدی، احمد باطبی، زندانيان کوی دانشگاه و دکتر حسام فيروزی امروز در جلسه دفاعيه موکل خود، حسام فيروزی، بازداشت شد. ********************************************************************* |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:37 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
جامه ایی که نشود غرقه به خون بهر وطن بدران آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است ******** پیام دوشم از پیر می فروش آمد بنوش باده که یک ملت به هوش آمد ز خاک پاک شهیدان راه آزادی ببین که خون سیاوش چسان به جوش آمد ******************************************************************************
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:22 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
من از طرف خانواده زنده یاد اکبر محمدی این سال
نوروز باستانی ( ۱۳۸۶ ) را خدمت شما دوستان عزیز تبریک عرض می کنم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 15:9 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دارست با ریشه چه می کنید ؟ گیرم که بر سر این بام نشسته در کمین پرنده ایی پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟ گیرم که میزنید . گیرم که میبرید . گیرم که میکشید با رویش ناگزیر « جوانه » چه می کنید ؟ اگر چه صد ساله مرده ام به گور خود خواهم ایستاد که بر کنم قلب اهرمن زنعره های آنچنان خویش
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 13:40 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
احمد باطبی دچار سکته مغزی شد و در کما فرو رفت
![]()
گزارش دریافتی: احمد باطبی دانشجوی زندانی سیاسی که بیش از هفت سال از مدت محکومیتش در زندان اوین می گذرد، جمعه شب دچار حمله مغزی شد که منجر به ایجاد تشنج گردید و به مدت 3 ساعت در کما به سر برد. شایان ذکر است ریختن ماموران برای جمع آوری وسایل شخصی وی از قبیل هیتر، وسایل اجازه برای دیدار با استاد راهنمای خود برای اتمام پایان نامه، فشار برای کوتاه کردن موی سر و نداشتن مرخصی، مشکلات روحی ناشی از دوری از خانواده و تهدید مبنی بر انتقال به بند 8( بند جانیان و معتادان مواد مخدر) فشارهای زیادی را بر وی آورده است. این فشارهپخت و پز و وسایل شخصی، وی را به شدت عصبی کرده بود. از طرفی عدم ای روحی که به بیماریهای جسمی قبلی اضافه شده منجر به مشکلات عدیده روحی و جسمی در وی شده است و درنهایت جمعه شب 27 بهمن ماه دچار حمله مغزی شد و به مدت 3 ساعت در کما فرو رفت. وی سپس به بهداری منتقل شد و در آنجا بستری گردید. گفتنی است احمد باطبی با وضعیت فعلی به شدت نیاز به درمان تخصصی در خارج از زندان دارد و ادامه روند فعلی، او را دچار آسیب های جدی خواهد کرد.
حالا رژیم بعد از کشتن (اکبر محمدی) و( فیض مهدوی) به سراغ (احمد باطبی) رفته است . با یاد شهدای جاوید اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به داد احمد باطبی برسید . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:7 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
اکبر جان همیشه در یاد و خاطر ما هستی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 16:15 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
جلسه بازپرسي وكيل اكبر محمدي 15 بهمن ماه برگزار ميشود
جلسه بازپرسي رسيدگي به اتهامات خليل بهراميان، وكيل اكبر محمدي، صبح روز يكشنبه 15 بهمن ماه جاري در شعبه دوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت برگزار ميشود. خليل بهراميان در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: بر اساس احضاريهاي كه به دستم رسيده است، روز يكشنبه هفته آينده در بازپرسي دادسراي كاركنان حاضر و به سوالات بازپرس پرونده پاسخ ميدهم. وي، موضوع پروندهاش را مربوط به شكايت مأموران زندان اوين در خصوص اظهارات وي در مورد مرگ اكبر محمدي عنوان كرد و گفت: چندي پيش مأموران زندان اوين از بنده به خاطر اظهاراتم در مورد مرگ موكلم در دادسراي كاركنان دولت طرح دعوي كردند كه در اين راستا پروندهاي به اتهام «توهين» و «افترا» و نيز «اقدام عليه امنيت ملي» براي بنده تشكيل شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 20:44 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 18:15 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 18:43 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم دی 1385ساعت 21:19 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
لطفاْ با نظرات خوبتان ما را در بهتر برگذار کردن این وبلاگ یاری کنید .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم دی 1385ساعت 14:29 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
ایمان رضایی پسر خاله اکبر و منوچهر محمدی که در تاریخ ۱۲ مرداد ماه سال جاری ( ۸۵ ) در پی مرگ اکبر محمدی از سوی اطلاعات بازداشت شده بود به جرم تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری یک هفته را در بازداشت گاه و زندان گذراند. و با گذاشتن وثیقه سنگین تا زمان دادگاه آزاد شد. وی در تاریخ ۳۰ مهر ۸۵ به جرم تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری محاکمه شد و طبق حکمی که امروز ۱۹/۹/۸۵ به دستش رسید به شش ماه حبس تعزیری و چهار ماه حبس تعلیقی محکوم شد . و حداکثر تا بیست روز دیگر حق اعتراض به این حکم را دارد .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 19:34 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
چهار شنبه اول آذرماه سالگرد کشته شدن داریوش و پروانه فروهر
به دست مزدوران و عوامل نظام جمهوری اسلامی است . یاد و خاطر آنها گرامی .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 18:42 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به ياد منوچهر محمدي از اسطورهاي مبارزه هاي دانشجويي و يادگر و رهبر قيام ۱۸ تير ماه ۱۳۷۸ يادش گرامي باد و راهش ادامه باد
منوچهر جان هرگز فراموشت نمي كنيم و ادامه دهنده اهداف مقدس و پاكت هستيم
به نام يزدان پاك منوچهر محمدي و اوج مظلوميت ايشان هنگامي كه نفوذ ، محبوبيت و قدرت كاريزماتيك منوچهر محمدي را هر روز افزون تر در بين دانشجويان مشاهده مي نمودند راهي جز آن نيافتند كه از هر طريق ممكن از ناحيه عوامل خود، تمام تلاش و سعي شان را در تضعيف و كاسته شدن محبوبيت ايشان بكار ببندند بطوريكه بعد از مدتي در مسايل سياسي ونيز در مسايل درسي مربوط به ايشان ،پيوسته ، مانع تراشي نموده و در نهايت راهي جز حذف ايشان نيافتند. بنابراين براي طرد شخصيت ايشان در صحنه سياسي و دانشگاهي ، جسارت را به حدي رساندند كه 2 ترم مرخصي پزشكي ايشان را كه از قبل در كميسيون تخصصي در در دست بررسي و بارها شفاها مورد تآييد قرار گرفته بود به هنگام اوج فعاليتهاي سياسي- دانشجوئي ايشان به جريان مي اندازند و بلافاصله با مرخصي پزشكي ايشان مخالف مي نمايند و بدين ترتيب 36 واحد درسي ايشان را صفر منظور مي كنند. در سال 77برگه تقاضاي حذف اضطراري دروس 4 و 3 واحدي از پرونده آموزشي ايشان مفقود و نمرات صفر را به جاي آن جايگزين مي نمايند و مشروطي اين ترم را هم به ايشان ابلاغ مي كنند و از اين طريق زمينه اخراج ايشان را از دانشگاه فراهم مي نمايند و نا عادلانه تر آنكه به دنبال اين قضيه از ايشان خواستند در صورتيكه متعهد شوند از فعاليتهاي سياسي دوري جويند مي توانند به تحصيل خود ادامه بدهند كه ايشان ، هيچگاه ، اين پيشنهاد شرم آور را نپذيرفته و آنها هم در نهايت اخراج موقت ايشان را در دستور كار خود قرار مي دهند و در كامپيوتر آموزشي دانشكده طبق اطلاعات موثق كه در كامپيوتر آموزش مشاهده نموديم ايشان از سال 1377 تا قبل از واقعه 18 تير در سال 78 در حكم اخراج موقت بودند نه اخراج دائمي . اما متأسفانه آقاي دكتر داود سليماني معاون وقت دانشگاه تهران و نماينده فعلي مجلس شوراي اسلامي با سوء استفاده از دستگيري ايشان ، جسارت را به حدي رساندند كه اخراج دائمي ايشان را در رسانه ها و مطبوعات تبليغ نمودند بدون اينكه علت واقعي اخراجي ايشان را ذكر نمايند . قابل ذكر است كه آقاي محمدي بارها طومارهايي را در اعتراض يه روند فعاليتهاي سياسي وصنفي دانشگاه با جمع آوري امضاهاي مختلف خدمت آقاي سليماني- معاون وقت امور دانشجويي- ارائه داده بودند. بر كسي پوشيده نيست كه اين خصومت وعداوت نسبت به منوچهر محمدي ، صرفاً فقط به خاطرشفافيت انديشه ايشان مبني بر زير سوال بردن اعمال ناصواب موجود و نيز نگراني از مطرح شدن بيش از حدوحصر ايشان در بين دانشجويان و اهالي علم و ادب بوده و بس ، به همين خاطر ايشان بعد از دستگيري نه تنها از كمترين حمايت برخوردار نبودند بلكه افراد معلوم الحالي در تسريع اعدام ايشان هم كوشيدند بطوريكه بعد از سالها سپري شدن از زندان منوچهر محمدي ، اخيرا جناب آقاي محدث مسئول امور دانشجويي در وزارت آموزشي عالي، در تكرار جسارت بي انتهاي خود در مصاحبه با روزنامه ايران ، منوچهر محمدي را دانشجو نمي داند و چند مدتي قبل نيز آقاي موسوي خوئيني نماينده محترم و محبوب در بين دانشجويان ـ كه اينجانب عطااله مرادي و شخص منوچهرمحمدي نيز براي ايشان احترام خاصي قائل هستيم ـ با اطلاعات مغرضانه و ناصوابي كه به ايشان ارائه شد در مصاحبه اي با روزنامه ها, چنين بيان داشتند: كه منوچهر محمدي در سال 74 از دانشگاه اخراج شدند كه انتظار دارم با توجه به عدم صحت و درستي آن ، به زودي شاهد تصحيح گفتار خود باشند تا اين همه از مظلوميت آقاي محمدي بعلت سكونت ناشي از دموكراتيك بودن و اعتقاد راسخ به عقائد مخالف سوء استفاده نشده و بيش از اين در ترور شخصيت ايشان گام برندارند. ناگفته نماند آقاي منوچهر محمدي قبل از ورود به دانشگاه در سال 72 در عين حال كه معلم بودند با كوشش و پشتكار فراواني كه به خرج دادند رتبه 149 كنكور سراسري در گروه رياضي فيزيك را كسب مي كنند بطوريكه در كليه رشته هاي فني و مهندسي در معتبرترين دانشگاههاي ايران نمره قبولي كسب مي كنند اما ايشان رشته اقتصاد نظري از زيرگروه رياضي فيزيك دانشگاه تهران را بر مي گزينند, واز طرفي در سال 72 همزمان باقبولي در دانشگاه دولتي دررشته علوم سياسي دانشگاه آزاد واحد تهران مركزي هم حائز قبولي مي گردند اما از آنجا كه مطابق قانون بايد در يك رشته انتخابي ادامه تحصيل داد، ايشان رشته اقتصاد نظري دانشگاه تهران را بر مي گزينند چرا كه به سهم خود در فرداي سازندگي ايران بعنوان يك اقتصاد دان نقشي در رفع مشكلات اقتصادي ناشي از جنگ 8 ساله ايران بردارند اما افسوس كه دستگاه قضائي نه تنها با زنداني كردن چنين شخصيتي ارضاء واقناع نمي شود بلكه حتي با اخراج ايشان از دانشگاه و هم چنين به دنبال آن صدور حكم اخراج آقاي محمدي از معلمي هم رضايت نمي دهند تا آنجا كه اندك حقوق ماهيانه ايشان هم براي هميشه قطع مي گردد. قابل يادآوري است كه آقاي محمدي اكنون بعد از اتمام مرخصي 5 روزه به زندان بازگشته است در حالي كه از ناحيه دندان و لثه بسيار رنج مي برد شايد در جرايد و رسانه ها خونريزي لثه ايشان را مي شنيدم و مي خواندم ولي اكنون به عينه ديده ام كه چگونه صبحگاه هنگامي كه از خواب بيدار مي شوند از ناحيه لثه دچار خونريزي شده و گاهاً هنگام صبحت كردن از ناحية دهان خون جاري مي شود. اما بردستگاه قضايي فرض است كه با مرخصي استعلاجي ايشان موافقت نموده تا شايد گامي در بهبودي وضعيت جسمي ايشان بر داشته شود. اينجانب به عنوان فردي كه از سالهاي 73 /72 در محيط دانشگاهي و هم چنين در محيطهاي ديگر به عنوان دانشجوئي كه همواره در طول جريانات سياسي دانشجويي تا كنون در كنار ايشان بوده و در حادثه 18 تير 78 كوي دانشگاه تهران كه به اتفاق هم, دستگير شديم و مدت هاي مديدي نيز در زندان توحيد بودم «شايان ذكر است كه گفته هاي فوق نه حمل بر خودستايي و نخوت تعبير شود بلكه براي تشحيذ افكار مخاطبان و خوانندگان مي باشد» از آنجا كه ارتباط تنگاتنگي با هم داشتيم و از وضعيت تحصيلي ايشان در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران كاملا مطلع و بر نحوه برخورد آموزش دانشكده با ايشان آگاه هستم, اين يادداشت را نگاشتم كه صرفا براي تنوير افكار عمومي جامعه و روشن شدن اذهان دانش پژوهان ، اساتيدو دانشجويان گرانقدر باشد تا شايد شائبه هاي عدم دانشجو بودن آقاي منوچهر محمدي از افكار زدوده شده و واقعيت هاي پنهان و مكتوم، چشم حقيقت به روي خود بگشايند و آنان كه ناآگاهند يافته باشندآگاهي را. بر نمايندگان مجلس نيز فرض است كه آگاهانه و عالمانه در زمينه هاي خاص موضع گيري نموده تا سبب تشويش اذهان عمومي و مكتوم ماندن واقعيت ها در سطح جامعة دانشگاهي نشوند. اين تنها شمه اي از ناگفته هاي سرگذشت آقاي منوچهر محمدي است كه اينجانب به عنوان يك دانشجوئي كه همواره در طول جريانات دانشگاهي همراه ايشان بوده ، بصورت صريح, شفاف و با آگاهي كامل مطالب فوق را به رشته تحرير درآوردم وشخصا نيز كليه مسئوليت ،صحت و سقم آن را بر عهده مي گيرم . در پايان قابل ذكر است كه مطالب فوق را از اين جهت و بر اين منطق نگاشتم كه هنگامي در سطح جامعه بر له يا عليه شخصي سخني گفته و يا مقاله و يادداشتي نوشته مي شود بايد براي شخص مقابل و يا فرد مورد مخاطب قابليت حق دفاع از خود و سخن گفتن را قائل شد. به نظر شما آيا غير از اين بايد باشد؟ هم چنين از خوانندگان و مخاطبان گرامي خواستارم در صورت هر گونه نكته تاريك و ابهام آميزي كه در يادداشت فوق وجود داشته باشد آماده هر گونه پاسخگويي و درصدد روشن كردن نقاط مبهم آن هستم.
منوچهر محمدي جان به در برد منوچهر محمدي، برادراکبرمحمدي فعال دانشجويي که ماه گذشته درزندان اوين درگذشت، ازکشور خارج شده است. خانواده محمدي تهديد شده بودند که درصورت پيگيري پرونده مرگ فرزندانشان، منوچهر محمدي را دوباره به زندان برمي گردانند. اين درحالي است که طي هفته هاي گذشته علاوه بر مجامع بين المللي وداخلي، بسياري از شخصيت هاي سياسي واجتماعي ايران نيز خواستار پيگيري پرونده وي شدند. منوچهر محمدي پس از مرگ برادرش به رسانه هاي بين المللي واز جمله صداي آمريکا گفت که "برادرم را کشتند." منوچهر محمدي برادر اکبر محمدي که پس ازمرگ وي تحت الحفظ از زندان اوين به شهر آمل منتقل شده بود، به محض رسيدن به شهر آمل توسط اداره ي اطلاعات بازداشت شد. امري که به گفته برخي از نزديکان خانواده وي به دليل ترس نهادهاي امنيتي از واکنش هاي احتمالي منوچهر محمدي و اعتراضات مردمي در شهر آمل بود. پيکر اکبر محمدي، علي رغم مخالفت خانواده اش در ده چنگه ميان در 50 کيلومتري شهر آمل به خاک سپرده شد. خواهر منوچهر محمدي به راديو فردا گفته است که وي هم اکنون خارج از کشوربه سر مي برد. بدين ترتيب منوچهر محمدي نيز به شمار روزافزون ناراضيات سياسي پيوست که طي سال هاي گذشته از کشور خارج شده اند. پنج شنبه گذشته 24 اگوست، اتحاديه اروپا خواستار تحقيقات مستقل درمورد پرونده اکبرمحمدي شد. اکبرمحمدي همراه با بردارش منوچهر، در ارتباط با اعتراضات دانشجويي تابستان 1999 (1378) در دانشگاه تهران بازداشت شدند. اکبرمحمدي ابتدا به اعدام وپس از آن به ده سال زندان و 5 سال حبس تعليقي کاهش پيدا کرد. منوچهر محمدي نيز در زندان با وضع بد جسماني مواجه بود. بهراميان وکيل مدافع برادران محمدي اوايل مرداد ماه اعلام کرد که وضع وي بسيار وخيم است. او از معاونان دادستان ورييس زندان خواسته بود که موکلش هر چه سريعتر از زندان آزاد شود. در مقابل، سليماني مدير کل زندان هاي استان تهران درپاسخ به سوال هايي در خصوص وضعيت برداران محمدي واحمد باطبي گفته بود که حال هر سه خوب است. منوچهرمحمدي يکي از اعضاي جبهه عضو شوراي مرکزي جبهه متحد دانشجويي بود. بناي اصلي اين جبهه در اواخر سال ۱۳۷۶ پايه گذاري شد که مهمترين افرادي که آن را تاسيس کردند شامل حشمت الله طبرزدي، منوچهر محمدي، پرويز سفري و محمد مسعود سلامتي بودند. والدين اکبر محمدي بعد از مرگ وي نامه اي را خطاب به سازمان هاي جهاني در توضيح وضعيت خود نوشتند که خشم مقامات قضايي را برانگيخت. به دنبال انتشار اين نامه، احتمال بازگشت منوچهر محمدي به زندان افزايش يافت. در اين نامه پدر ومادر اکبرمحمدي اظهار داشته اند : " فرزندمان اکبر محمدي از صبح روز يکشنبه اول مرداد ماه در اعتراض به وضعيت خود و ديگر زندانيان سياسي دست به اعتصاب غذاي نامحدود زد و در روزهاي پاياني در اعتراض به توهين ها، بي توجهي و شکنجه، اعتصاب غذاي خود را بصورت خشک يعني بدون نوشيدن آب ادامه داد. او در نهايت پس از ٧ سال مقاومت در زندان در برابر ظلم و جور و بي عدالتي، شامگاه يکشنبه ٨ مرداد ماه از اسارت استبدادگرايان رها شد." خانواده محمدي با اشاره به جزييات وضعيت فرزند خود اطلاعات بيشتري را درخصوص وضعيت نگهداري از اين زنداني سياسي دراختيار سازمان هاي بين المللي گذاشتند : "شقاوت و بي رحمي تا حدي بوده که در پي به وخامت کشيده شدن وضع جسمي اکبر در پنجمين روز اعتصاب غذا، او به بهداري زندان منتقل شد اما مسئولان بي کفايت بهداري و زندان به جاي رسيدگي و درمان فرزندمان، دهان او را با باند و چسب بستند و دست و پايش را به تخت زنجير کردند تا صداي او به گوش نمايندگان مجلس که براي بازديد به زندان آمده بودند نرسد. در واقع در بهداري زندان به فرزندمان به جاي رساندن دارو و سرم، سيلي و زنجير هديه کردند." به گفته والدين محمدي "پس از انتقال اکبر به بند عمومي، او به هم بندي هايش گفته بود موحدي رييس بهداري زندان، مسئولان زندان از جمله عباسي رييس حفاظت اطلاعات و پاسدار حاج ناصر افسر جانشين شيفت شب را در جريان وضعيت وخيم جسمياش قرار داده بود و از آنها خواسته بود به درخواست هاي اکبر پاسخ مثبت دهند در غير اين صورت او با اصرار ورزيدن در اعتصاب غذاي خشک خود، از بين خواهد رفت، اما مقامات بي کفايت و نالايق زندان هشدار پزشک بهداري را ناديده گرفتند.اکبر همچنين به هم بندي هاي خود گفته بود فردي به نام مومني معاون اجرايي زندان و حاج ناصر افسر جانشين شيفت شب، در بهداري زندان به او گفته بودند که اگر اينجا مثل سگ جان بدهي توجهي به تو نخواهد شد!" درپايان اين نامه والدين محمدي با اشاره به وضعيتي که منجر به مرگ فرزندنشان شده بود آوردند: "همچنين پزشک زندان مدعي شده که اکبر شب پيش از مرگ، سکتهء خفيفي را از سر گذرانده بود. حال اين سوال مطرح مي شود که فردي که در چنين وضع وخيم جسمي بسر مي برده چرا به جاي بستري در بخش مراقبت هاي ويژه (CCU) در بيمارستان، به بند عمومي منتقل مي شود؟! و نيز ما مي خواهيم بدانيم که اگر موارد مشکوکي در مرگ فرزندمان دخيل نبوده است چه دليل داشت که جسد پاره پاره شده او بدون وقفه به خاک سپرده شود، آنهم در محلي که مورد توافق خانواده اش نبوده است؟" منوچهر محمدي، در شرايطي از کشور خارج شده که وي نيز، در طول دوره زندان خود تجربه کننده شرايطي کمابيش مشابه با شرايط توصيف شده در نامه والدين خود راجع به برادرش بوده است. وي نيز بارها طي هفت سالي که در زندان سپري مي کرد دست به اعتصاب غذا زده بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 19:33 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 17:35 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
![]() کیانوش سنجری را آزاد کنید!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 16:51 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
اطلاعیه های مربوط به قتل اکبر محمدی ( 1 ) برای خواندن روی متن سمت راست کلیک کنید .
اطلاعیه های مربوط به قتل اکبر محمدی ( 2 ) برای خواندن روی متن سمت راست کلیک کنید .
اطلاعیه های مربوط به قتل اکبر محمدی ( 3 ) برای خواندن روی متن سمت راست کلیک کنید .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 12:11 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
نويسنده: اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد به حکومت
پنجشنبه 12 مرداد1385 ساعت: 4:13
اکبر سخن نگفت .. سر افراز .. دندان خشم بر جگر، خسته بست و رفت
اکبر سخن بگو .... مرغ سکوت،جوجه ی مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته است اکبر سخن نگفت .... چو خورشید از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت اکبر سخن نگفت .. اکبر ستاره بود یک دم در این ظلام و درخشید و جست و رفت اکبر شخن نگفت... اکبر بنفشه بود ... گل داد و مژده داد زمستان شکست و رفت نويسنده: کمند
دوشنبه 9 مرداد1385 ساعت: 21:13
دوست خوبم
و تمام دوستان خوبم اکبر ناجوانمردانه توسط جلادان حیوان صفت قرون وسطایی کشته شد. ![]() اکبر را کشتند اما اکبر همیشه زنده است در روح و جان ما و راهش را گرامی می داریم دوست عزیزم من هم دوست داشتم این خبر کذب بود کاش بود اما این اولین کشتار این دژخیمان ایران ویران ساز نبوده و نیست چاره ی ادامه ی بقای این حیوانان خون است خون جوانان پاک و آزایخواه و میهن پرست ما دوستان عزیم اگر چه اکبر را کشتند اما او همیشه تا همیشه در قلب یک یک ما زنده است روحش شاد. نويسنده: هم میهن
چهارشنبه 11 مرداد1385 ساعت: 1:29
و خون هرگز نمی خسبد...
امروز " اکبر محمدی " قهرمان ماست خون شهدای راه مبارزاتی ملت ايران خواهد جوشيد و قطعا بنيان کاخ استبداد را ويران خواهد کرد ملت مظلوم و ستمديده ايران با دلی آکنده از اندوه و دردی جانکاه شهادت مبارز دلاور اکبر محمدی که پس از سال ها تحمل رنج گرانبار زندان در سلول های انفرادی حاکميت جبار و ستمگر و تحمل انواع شکنجه های غير انسانی در راه مبارزه با قانون شکنی های عوامل مسئولیت ناشناس به دنبال ۱۰ روز اعتصاب غذا برای اثبات مظلوميت شربت شهادت را به سر کشيد به آگاهی شما ملت مبارز ايران و همه آزادگان و مبارزان جهان بشری می رسانيم. به راستی که اکبر محمدی به عنوان مبارزی صادق و راستين در اين دوره ازتاريخ مبارزات ملت ايران چونان آيتی روشن از جانبازی های بی شائبه فرزندان برومند ميهن جلوه و درخششی تام و تمام خواهد داشت و مسلما خون او به سان همه شهدای اين سرزمین اهورايی دامان همه ستمکاران زمان را خواهد گرفت و بنيان استبداد را ويران خواهد کرد. حماسه مقاومتی که اکبر محمدی برای دفاع از آزادگی و استقرار حاکمیت ملی خلق نمود برگ زرين تازه ای است بر حديث دراز ايثار و فداکاری های يک ملت بزرگ که شهيد ديگری به تبار خونين عاشقان ايران و آزادی تقديم نموده است. اما حماسه اکبر محمدی سخت تلخ ولی افتخارآميز است چرا که در اوج مظلوميت و به دور از غوغا سالاری مدعيان حقوق بشر و فقط به اتکاء پاکی طينت و عشق به آزادی و وطن مقاومت دليرانه نمود و هرگز در مسير مبارزه به بيگانگان و حمايت های خاص آن ها نظر نداشت و اميد نبست. ما اين شهادت قهرمانانه را به بازماندگان دلاورش به ويژه پدر و مادر مبارز و بزرگوارش و کوشنده همراه و همرزم و چون او اسيرش آقای منوچهر محمدی و همه مبارزان راه ميهن و ملت بزرگوار ايران تسليت عرض نموده و به نام و راه قهرمانانه اکبر محمدی درود می فرستيم و حاکميت فرقه ای را مسئول اين خون به ناحق ريخته می دانيم. پاینده ایران - حزب پان ایرانیست - نهم امرداد۱۳۸۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 22:30 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 22:18 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 15:27 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
صف آزاده گان طولانی و بی حد/یک از پس دیگری آید/ره اکبر کجا پایان بگیرد در تن خاکی؟/ تن دیوان چه می لرزد/و می ترسد ز مرگ تو/که پنهان می کند جسمت/بدور از چشم بینایان/چنان از ننگ می سوزند/که بیم از این رذالت را/درون خاک می سازند/که انگاری که فصل ماندنت را تا ابد/در گور پاکت حبس می سازند/صف آزاده گان طولانی و بی حد نوشته شده توسط cherike iran در August 3, 2006 05:37 PM یار دبستانی من در فراق تو باز هم بر مرگ خواهم خواهم خندید دیوانه وار بر کسانی که خوب می دانند این پرده ها با دستان ما پاره حواهد شد یادت گرامی روحت شاد نوشته شده توسط ندا نورانی در August 2, 2006 07:04 PM و چنین می شود که یک نفر جان می کند به جای همه . نوشته شده توسط *شریف* در August 2, 2006 07:16 PM اكبر محمدي، اين دانشجوي زنداني رهاشده از بند، درحالي با ما وداع كرد كه اقليتنشينان مجلس، در فراغت از بازديد تقنن آميز خود از اوين، شرح مشاهدات خود از آن اردوي آموزشي – تفريحي را چنين بازگو كردند:« برخورد انساني، اخلاقي و عاطفي پرسنل زندان در بخشهاي مختلف بيانگر توجه مسئولين قوه قضاييه به شخصيت و كرامت انساني شهروندان بود و از اين حيث جادارد از مسئولان قبلي سازمان زندانها و خصوصا آقاي شاهرودي به عنوان رئيس قوه قضاييه و دست اندركاران كنوني سازمان زندانها كه در ادامه عملكرد گذشتگان به بهبود وضعيت زندانيان كمر همت بستهاند، تقدير و تشكر نماييم.» نميدانيم منظور اين نماينده اصلاح طلب مجلس را از « همت سازمان زندانها و مسئولان قضايي» كه آيا او از همت زندانبانان سخن ميگويد در حاليكه چسب بر دهان اكبر محمدي زده و دست و پاي او را بر تخت به زنجير كشيده بودند در آن لحظاتي كه آنها دربازديد از زندان به سر ميبردند؟ نوشته شده توسط رضا در August 4, 2006 01:30 AM از خواب بیدار شید نوشته شده توسط زنگ بیداری در September 10, 2006 07:04 AM از صبح كه اين خبر را شنيدم.. گيج و منگ هستم.. باورم نمي شود.. او را هرگز نديدم، .. هيچ وقت فكر نمي كردم كه محمدي ها چندان افراد پايداري باشند.. نسبت به تمام قضاوت هايم در سال 78 متأسفم.. مرگِ اين عزيزان، هشداري است براي همه... كه بيدار شويم. نوشته شده توسط محمد جواد طواف در July 31, 2006 06:39 PM نمی دونم واقعا نمی دونم چطور ناراحتیم رو ابراز کنم . نوشته شده توسط صد سال تنهایی در August 1, 2006 03:19 AM همه سرصداي دولت در مورد لبنان و فلسطين به خاطر اين است كه مردم ما نفهمند در كشور خودشان چه ميگذرد وچه بر سر جوانان ما مي آورند......همي ايران براي اكبر محمدي عزادار است........ نوشته شده توسط علي در August 1, 2006 06:29 PM بر گرفته از وبلاگ کسوف http://www.kosoof.com |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 12:49 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
مرثیه ای برای آزادی.....
به یاد شهید مبارز اکبر محمدی....... آه اکبر جان امان از بغض... می ترکانم بغض خشکیده ی اندوهم را. بغض من شکنجه هایی است که روی تنت نقاشی شد...بغض من ..اندوهی ست عظیم که... که یاد آوریش لحظه به لحظه بندر چشمانم را طوفانی میکند... کشتی شکسته ای در من است که در ساحل سرزمینی غروب گرفته لنگر انداخته است. آری کابوس شعرهای من لحظه های باقیمانده را چون زمستانی سرد و بی روح... در انتظار بهار گذاشت....... مرثیه می خوانم برای رفتنت....وعزاداری می کنم در غم بازماندگان اوین... صداهایی در گوشم می شنوم که بیانگر .... بیانگر غروب خونین سلول های اوین و..... شکنجه ی حماسه سازان آزادی است. و آفتاب را می بینم که مثل بختک سایه بر اندام شیطان انداخته. اما... من به صداقت جمشید و شجاعت کاوه ایمان دارم وحتی من به.... به سلحشوری و پهلوانی سهراب ناکام نیز ایمان دارم. ... دریغ و ...صد دریغ... که خاموشی دماوند... همچنان جراحت عمیقی است که .. که قلبم را آزار می دهد... صفحه های زمان را ورق می زنم... از عظمت هخامنش تا ظلالت قاجار... افتخار نادر و اقتدار جمشید تا توپ و تانک هشت سال جنگ عزت شکن.... جنگ خودخواهان تاریخ... جنگ برای حکومت دین ریا.....به قیمت شرف و ناموس وطن.. به تابستان ننگین ۶۷ نگاه نکن... فاجعه ای بود که تاریخ ار ان می گریزد. تاریخ و زمان از یاد نبرده اند شکنجه های آن سال را. دلالان خون هنوز هم حاظرند. اما ...همیشه کاوه ها بودند... اکبر جان همیشه تو بودی .... در کالبد آزادی خواهان دیگر... به ۱۸ تیر ماه ۷۸ می رسم. هنوز نیز همان ضحاکان پیر حاظرند.... زمین و زمان گواه بر ساه پوشی آسمان ان روز هستند........................ ملائک آسمانها از چشمه ی خون شهدای آن روز وضو گرفتند....و و نماز میت خواندند... و تنها ابلیس های پیروز مست بودند که سور عزای مردگان را بر شفره نشستند. و تو اکبر جان که تمام وجودت را فریاد کردی.... اما ... کسی بیدار نشد... با صدایت ـ صدایی که شب های شکنجه را روی دیوار های اوین نقاشی کرد ـ کسی بیدار نشد. کسی سحر خیز نبود... کسی با صدای اذان شکنجه هایت نماز آزادی به پا نکرد..... اکبر جان قسم به آزادی شرمنده ام ... کسی با خونت وضو نگرفت.............. همه خوابند چون شب.......... تنها خوشحالی از آن ضحاکان پیر است و بس.... روحت شاد.....................
برگرفته از وبلاگ فریاد سکوت http://www.kavir20.blogfa.com/
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 19:26 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، یک فعال سیاسی در اردبیل به نام فضائل عزیزان و همسر باردارش روز دوشنبه گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستگیر شدند. آنها در اعتراض به قتل اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در مقابل استانداری اردبیل دست به اعتراض و تحصن زده بودند.
ماموران وزارت اطلاعات همچنین به منزل آنها یورش برده و پس از بازرسی مقداری از وسایل آنان را نیر با خورد بردند. از وضعیت این فعال سیاسی اطلاعی در دست نیست. دستگیری فضائل عزیزان و همسرش با اعتراض شماری از زندانیان سیاسی زندان رجايی شهر کرج روبرو شده است. فعالان حقوق بشر در ایران خواهان اقدام فوری مجامع حقوق بشری برای آزادی بدون قید و شرط فضائل عزیزان و رفع هر گونه فشار بر خانواده او هستند. چهارشنبه، 29 شهریور ماه 1385 برابر با 2006 Wednesday 20 September ایران پرس نیوز
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 2:4 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ رسمی اکبر محمدی است که توسط خانواده اکبر محمدی درست شده است
که در بر گیرنده اهداف مبارزات خاطرات و اخبار مربوط و عکسهای آن شهید می باشد |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
خاطرات عکسها و تصاویر بیانیه ها نامه ها اطلاعيه ها نامه ها |
| نویسندگان |
|
با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) با نام مستعار آرش شواتیر |
|
RSS
|