![]() |
![]() |
|
| وبلاگ رسمی شهید اکبر محمدی |
|
پیام رضا پهلوی قتل اکبرمحمدی در زندان جمهوری اسلامی
نهم امرداد ماه ۱۳۸۵
هم میهنان عزیزم، پـس از هفـت سال شکنجـه و شـلاق، سرانجـام دانشجـوی دلیـرومقـاوم، اکبرمحمـدی، توسط رژیم جنون و جنایتِ جمهوری اسلامی بقتل رسید و بدین ترتیب: حکم اعدام وی – پس از هفت سال – توسط جانیان و زندانبانان جمهوری اسلامی بمرحلۀ اجرا درآمد. اکبرمحمدی، نمونـۀ برجستـه ای از دانشجویـان مشروطه خواهـی بود که علیرغـم سکوت سنگین اپوزیسیــون و بی توجه بـه عافیت طلبـی ها و عاقبت انــدیشی ها، قهرمانــانــه، پرچــم مبارزه و مقاومت در برابر استبداد سیاه حاکم را بردوش کشید. نام و خاطــرۀ اکبرمحمــدی، در تاریــخ جنبش آزادیخواهی مردم ایــران – عموماً – و در تاریخ جنبش دانشجــویــی – خصوصــا – همــواره جاویــدان خواهــد مانــد و آزاد اندیشــی و شجاعت بی نظیروی، بی تردید، چراغ راه همۀ مبارزان راه آزادی ایران خواهد بود. من، ضمن همــدردی و همبستگی با خانــوادۀ سـرفـــراز اکبرمحمدی، فقــدان این فرزند شجاع و فداکاروطن را به عموم ملت ایران و خصوصا دانشجویان، تسلیت می گویم. خداوند نگهدار ایران باد رضا پهلوی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 16:25 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 15:55 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 14:9 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
![]()
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 20:1 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام آنکه اکبر را آفرید
ایثار تکیه داده به دوش ٬عصای تو اکبر جان گلدان ٬ ولو شکسته ٬ نشانی است از بهر پیچیده عطری از شهید ٬ د صدای تو اکبر جان چیزی زیاد نیست اگر آسمان عشق هر شب گل شهاب ببارد به پای تواکبر جان این لطف کوچکی است ٬ که هر روز ٬ صبح زود خورشید ٬ اّن یکاد بخواند ٬ از برای تو اکبرجان روز قیامتی شود و آنگاه حسین آید تا او سوال نماید از قتلگاه تو اکبر جان جای سوال نیست که او خود حضور داشت در گیر و دار شکنجه و درد و بلای تو اکبر جان پُرسد حسین از اوین و شما پاسخش دهید تا بشنود شکوه بلند صدای تو اکبر جان پاسخ نمی دهید مبادا حسین گریه سر کند رازی است بین قلب تو وخلق و خدای تو اکبرجان او با لب تشنه ٬ جگر سوخته ٬ بوسه می زند بر قلب پاره پاره و ضخم نشانه های تو اکبر جان صد رحم بر یزید گوید وهزار لحن بر اوینیان آن گو به اسم حسین و رسم یزید بس شکنجه های تو اکبر جان تو کیستی که من اینگونه نمی برد خوابم تو کیستی که من از موج هر تبسم تو بسان کشتی سرگشته روی گردابم اکبر جانم محمد محمدی ۱۷/۶/۱۳۸۵ به گوش بیستون ٬ صدای تیشه های توست چه تازیانه ها ٬ که با تن تو ٬ تاب عشق ٬ آزمود چه دارها ٬ که از تو ٬ گشت ٬ سربلند زهی شکوفه قامت بلند تو ٬ که استوار ماند در هجوم هر گزند .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 17:48 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 15:44 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام خدا اکبر یک دانشجوی زندانی بود که خود درآمدی نداشت ٬ ولی حتی از پول توجیبی خودش برای کمک به نیازمندان و بچه های بی سرپرست و پیرمردها و پیر زن های ناتوان و همینطور افرادهای معلول استفاده می کرد . و تا آنجایی که میتوانست از کمک به هم نوع خودش دریغ نمی کرد . و همیشه پیش همه می گفت اگر روزی خدا خواست وضع مالی من خوب شد آنچه در توان دارم سعی می کنم به دانشجویان و افراد بی بضاعت کمک کنم . و می گفت این آرزوی دیرینه من است که ایران دیگر فقیری نداشته باشد . و مردم ایران همیشه در رفاه و آسایش باشند و بتوانند با سر بلندی زندگی کنند . و می گفت سر مایه ملی ایران جوانان ما هستند . وقتی جوان معتادی را میدید بسیار ناراحت می شد و از این رنج می کشید که کشور ایران با این همه ذخایر نفتی و ملی جوانانش به علت بی کاری و هزار و یک مشکل دیگر رو به اعتیاد بی آورند . همیشه وقتی می شنید یک زن ایرانی بخاطر فقر خود فروشی می کند عذاب می کشید و زمانی می شنید که دختران ایرانی در بازار کشورهای عربی برای روسپیگری حراج می شوند زدگی دیگر برایش معنا نداشت و اخبار میراث فرهنگی ایران را به جدیت دنبال می کرد و همیشه از تخریب میراث کهن ایران به دست امال رزیم گله می کرد به نیاکانش و به تمدن آریایی عشق می ورزید و از اینکه یک ایرانی است افتخار می کرد . به آداب و سنن قدیم ایران احترام می گذاشت و نوروز و چهارشنبه سوری را پاس می داشنت و همیشه اطرافیانش را به پاسداری از میراث فرهنگی و معنوی ایران دعوت می کرد . کوروش را پدر بزرگ خود میدانست . اوستا می خواند و همیشه ( کردار نیک گفتار نیک پندار نیک ) را الگوی خودش قرار می داد به ایرانی و فرهنگ ایرانی می بالید و احساس غرور می کرد . دلش برای همه رنج کشان و رنج دیدگان می سوخت مخصوصاً کشاورزان حتی دلش برای پیرکی تشنه در آنسوی آفریقا می سوخت . تشنه عدالت و آزادی خواهی بود و همیشه دنیا را بدون جنگ و در صلح و آرامش می خواست به وطن عشق می ورزید به جهان به دیده باز می نگریست . تحمل نابرابری ها را نداشت و همیشه نابرابری در ایران رنجش می داد . بدی را با خنده پاسخ می گفت . به انتقام فکر نمی کرد . همیشه سعیش این بود که مشکلات دیگرن را حل کند . حتی دشمنانش را به عنوان مثال فردی به نام ( ع . م ) که در۱۸ تیر ۷۸ با اعترف دروغین اکبر را مصبب و عامل اصلی درگیری ۱۸ تیر معرفی کرد و باعث این شده بود که اکبر حکم اعدام بگیرد با جوانمردی و بزرگی او را بخشید و آن جوان فریب خورده را به خانه اش راه داد و در صدد حل مشکلاتش بر آمد . به جوانان فامیل علاقه وافری داشت و همیشه آنها را به درس خواندن تشویق می کرد . چون فرزند طبیعت بود طبیعت را دوست داشت و همیشه از اینکه می دید جنگل سرسبز شمال توسط امال رژیم تاراج می شد ناراحت می شد . تمام مردم را با هر عقیده ایی دوست داشت و به تمام عقاید احترام می گذاشت . او فقط مخالف نوع حاکمیت رژیم بود نه مخالف حاکمیت دینی و مذهبی و آخرین آرزوی اکبر این بود که مردم ایران به آزادی و برابری و دموکراسی برسند .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 15:25 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:4 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 20:57 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 20:19 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
به نام خدا
اینجانب محمد محمدی پدر زنده یاد اکبر محمدی بخاطر ابراز همدردی با خانواده زنده یاد اکبر محمدی و همچنین مساعدت ایشان به دخترم نسرین و سایر فرزندان کمال تشکر و قدر دانی را دارم . به امید آزادی ایران . محمد محمدی آمل ۱۸/۶/۱۳۸۵
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 19:49 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام ایزد منان
با درود و سپاس فراوان به مادر مهربان ایران زمین شهبانو فرح پهلوی اینجانب محمد محمدی پدر زنده یاد اکبر محمدی هستم ٬ اکبرم را بخاطر ابراز عقیده و آزادی خواهی بعد از هفت سال اسارت در زندان اوین کشتند . و به امید خدا خودشان نیز با سر افکندگی دنبال او خواهند رفت . چون مثلِ معروف است کسی که باد بکارد طوفان درو خواهد کرد . شهبانوی عزیز ٬ مادر گرامی و ارجمند پسرم را در موقع دفن کردن تحویلم دادند که عمل خود را سالم جلوه دهند در لحظه مرگ حضور ما را دلیل رضایت اعلام کردند . اما جنایت کاران بی شرف که دستشان به خون فرزندم آلوده است باید بدانند که خداوند و مردم ایران انتقام فرزند من و فرزندان ما را از آدمکشان و جنایت کاران خواهند گرفت . چراغ ظلم ظالم تا عبد هرگز نمی سوزد اگر سوزد شبی سوزد شبی دیگر نمی سوزد شهبانوی عزیز مادر مهربان فشار زندان اوین کمر فرزندم منوچهر را خم کرده است و این خائنین و آدم فروشان تک تک ما را به نحوی دارند از بین می برند و به وضوح می دانم که از این به بعد این موضوع ( جنایت رژیم ایران ) ادامه خواهد داشت . گیرم که حشر و نشر و معادی به کار نیست با دست انتقام جوی طبیعت چه می کنی شهبانوی عزیز فرزندم نسرین به خاطر ایزاء و اذیت و آزار رساندن سازمان اطلاعات ایران به خانواده محمدی از نظر روحی و جسمی ضربه محلکی به او وارد شده است . تقاضای بنده این است که نصبت به نسرین مساعدت داشته باشید . و در پایان از اظهار هم دردی شما با این خانواده و از اینکه به یاد فرزندانم ( که فرزندان شما و ایران عزیز هم می باشند ) کمال تشکر را دارم . اینجانب محمد محمدی از راه دور دست پر توان شما را می بوسم محمد محمدی آمل ۱۸/۶/۱۳۸۵
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 19:28 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام یزدان پاک
عمو جان چهل روز است که از پروازت می گذرد شبها ستاره ها را می نگرم . می گردم توی ستاره ها صدایت می زنم ٬ عمو اکبر جوابم را نمی دهی چرا؟ راستی تو کدام ستاره ایی چون من آن ستاره هایی را که بیشتر نور دارند صدایش می زنم ٬ عمو جان تو ستاره ایی بودی که در تاریکی می تابیدی تا به زندگی ما زیبایی ٬ بخشی . راستی ستاره ها مگر خاموش می شوند !؟ فقط بعضی وقطها سور می خورند اما هرگزِ هرگز خاموش نمی شوند . من گلو و فریاد های خاموش ِ عمه نسرین ٬ عمه سیمین ٬ عمو منوچهر ٬ عمو رضا ٬ زن عمو فاطمه و فرحان جانم هستم . جوابم بده ٬ عمو جان دوستت دارم این متن را شقایق محمدی ۱۰ ساله برادر زاده زنده یاد اکبر محمدی در روز جمعه چهلمین روز در گذشت آن زنده یاد در تاریخ ۱۷/۶/۱۳۸۵ خورشیدی خوانده است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 19:2 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام خالق یکتا
امروز جمعه ۱۷/۶/۱۳۸۵ چهلم فرزندم اکبر بوده است دو چیز مخالف هم در این مراسم کاملا دیده می شد یکی همدردی و لطف مردم که باعث آن شد که اعتقاد پیدا کنم اکبر با مرگ خود تولد دیگر یافته و آن اینست که برای همیشه با یک اقدام قهرمانانه به تاریخ مبارزان جهان پیوسته است و هجوم مردم برای شرکت در مراسم نشانگر شخصیت اکبر و افتخار من و همسر و سایر اعضای خانواده و مردم شریف این کشور می باشد دومی چهره عملکرد زشت و نکبت بار نیروهای اطلاعاتی و دستور مقامات قضایی به احتمال زیاد بوده است که از شرکت زیاد مردم که حدودا قریب به پنج هزار نفر بوده اند آقایان مامور با ایجاد راه بندان و اجاد رعب و وحشت در خیابانهای منتهی به محل برگزاری مراسم چهلم اکبر مانع حضور انها شدند که بر سر مزار حاضر نشوند . حتی مانع حضور وکیل زنده یاد اکبر محمدی آقای بهرامیان شده بودند . وحالا می فهمم که جسد اکبر برای اینها خطرناکتر از وجود زنده اوست . درود بر اکبر درود بر اکبر و مرگ بر آدمکشان محمد محمدی پدر زنده یاد اکبر محمدی ( ۱۷/۶/۱۳۸۵ )
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 23:6 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
به یاد اکبر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:25 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
با سلام خدمت دوستان عزیز این قسمت از پست وبلاگ قبلا توسط
افرادی هک شده بود و تصویری که گذاشته بودند را حذف کردم . برای چی و توسط چه کسی !؟ را نمی دانم . حتی نظرات این پست را حدف کرده بودند . آرش شواتیر ۲۳/۱۱/۱۳۸۵ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 22:20 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
دهم امرداد ماه ۱۳۸۵
خانواده محمدی، با نهايت تاسف و تاثر از درگذشت دردناک فرزند عزيزتان، اکبر محمدی، در زندان جمهوری اسلامی آگاه گرديدم. اکبر محمدی، نمونـه برجستـه ای از يک ايرانی وطن پرست است که با شهامت در رده اول آزادی خواهان با مقاومت در برابر رژيم حاکم برای مدت هفت سال همه نوع شکنجـه و آزار را تحمل نمود و نهايتاً جان خود را در اين مبارزه مقدس از دست داد. من به عنوان يک ايرانی و يک مادر داغ ديده، تألم مادر، پدر و خانواده اکبر محمدی را عميقاً درک می کنم. به آنان و به ملت ايران و به ويژه به دانشجويان از صميم قلب تسليت می گويم. نام اکبر محمدی در بين آزادی خواهان ايران هميشه جاويدان خواهد ماند. فرح پهلوی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 18:34 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
مدت ۷ سال است که در اسارت هستم و انواع فشارهاي جسمي و روحي را طي اين مدت تحمل کرده ام. به دليل قرار گرفتن زير انواع شکنجه هاي قرون وسطايي در طي بازجويي هاي اوليه به انواع بيماريها از جمله ديسک کمر مبتلا شده ام که در نتيجه شدت گرفتن ديسک کمرُ مسئولين امنيتي از ترس اينکه اين بيماري منجر به فلج يا مرگ اينجانب گردد و رسوايي آن برفضاحت هاي پيشين آنها اضافه گردد و به خاطر آنکه مسئوليت آنچه بر سر من آورده اند گريبانگيرشان نشود، زيرعنوان [ مرخصي نامحدود] مرا از زندان بيرون فرستادند. در دوران مرخصي استعلاجي براي معالجه بيماري ام به متخصصين مراجعه کردم اما اعلام کردند به علت تخليه مايع نخاعي انجام اين عمل در داخل کشور مقدور نيست و به ناچار کژدار و مريز اين مدت را با مصرف دارو سپري کردم. از اين رو اکنون که مسئولين مرگ با ذلت را براي من تدارک ديده اند،ُ تصميم دارم زير بار ظلم و ذلت نروم و اگر قرار است در شرايط اسارت بميرم، نوع مرگ خود و شرايط آن را خود تعيين کنم. از اين رو اعلام ميدارم در صورتي که مسئولين مربوطه به خواست قانوني ام پاسخ ندهند، براي آزادي خود جهت مداوا و همچنين در اعتراض به نقض سيستماتيک حقوق بشر در حکومت جمهوري اسلامي و نيز براي آزادي کليه زندانيان سياسي از تاريخ اول مرداد 1385 به صورت نامحدود دست به اعتصاب غذا خواهم زد. واضح است در صورت بروز هرگونه اتفاقي براي اينجانب مسئوليت مستقيم آن با سران حاکميت است و آنان مي بايست پاسخگو باشند. اکبر محمدي- دانشجوي زنداني - متهم رديف اول کوي دانشگاه تهران" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 17:12 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
مردی بزرگ بود
و از اهالی امروز و با تمام افقهای باز نصبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید بمناسبت چهلمین روز مرگ زنده یاد شاد روان اکبر محمدی مجلس بزرگداشتی در روز جمعه مورخ ۱۷/۶/۱۳۸۵ از ساعت ۳ الی ۶ بعد از ظهر واقع در آمل - خیابان امام رضا - بلوار مطهری - جاده قدیم آمل به بابل - کیلومتر ۱۳ - ( سر پیچ ) بعد از روستاهای سرخ کلا و تمسک - روستای چنگ میان بر گزار می شود . از طرف خانواده آن زنده یاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 9:39 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
اکبر محمدی دانشجوی سال چهارم رشته مدد کاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
به مدت هفت سال و اندی در زندان اوین با آن همه دوندگی من آخر اکبرم را کشتند . هنگامی که آن حادثه تلخ را به یاد می آورم دردهایمان می شکند و بغض گلویمان را می فشارد تا فریادی ار آن بیرون نیایید . فریادی که در نفسها حبس است که فریاد رسی بر آن نیست چگونه فاجعه دردناک ۱۸ تیر۷۸ را از یاد ببرم . که غم در سینه هایمان و آه در نفسهایمان مسکون گشته است . در حالی که دانشجوی خود را در پشت میله های زندان در حبس می دیدم و نظاره گر آن بودم . حاصل این بی عدالتی و نا فرجامی از چیست ؟ عاملان ومسببان آن جنایت فجیع به مدال افتخار مزین گشته و فرزندم اکبر محمدی دانشجوبی آزادی خواه و وطن پرست بعد از هفت سال و اندی با آن همه شکنجه زندان توحید نتیجه آن شده است که رژیم منفور آن را به طرز فجیع کشته اند. چه کسانی باید جواب گوی این تیر گیوا و ظلم های وارد بشد ٬ در کدام سرزمین و دیاری قشر جوان و آگاه از شرایط زمان و جویندگان و رهروارن علم به حبس کشیده می شوند و به جای تحصیل و علم اندوزی او را بکشند از طرف وزارت اطلاعات به زندان اوین تحط شرایط شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی به سبک قرون وسطی ایی از قبیل کوبیدن سر به دیوار ٬ ضربه مشت به سر ٬ کابل به کف پا و بدن ٬ آویزان نمودن به صورت قپانی٬ ضربه و لگد بر شکم ٬ و بی خوابی و برادر را در پیش برادر شکنجه می کردند و نمک به زخم های فرزندانم می پاشیدند و از پله هفتم ساختمان اکبر را با لگد انداختند روی زمین به طوری که تمام تلاششان کسب اغرار دروغین از منوچهر و اکبر بوده است . امیدوارم دادستانی!؟ باشد در سر تاسر گیتی که حق فرزندانم را بستاند و انتقام فرزندم را که به نا حق و فقط به خاطر ابراز عقیده و آزادی خواهی و وطن پرستی کشته شده است را بگیرد . محمد محمدی ۱۳/۶/۱۳۸۵ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 9:20 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
زندگی نامه اکبر محمدی
برگرفته از کتاب اندیشه و تازیانه (خاطرات اکبر محمدی از زندان ) به کوشش تبعیدیان شهر وان ترکیه اکبر محمدی در استان سرسبز و خرم مازنداران، در سرزمین مازیار و مجاورت خاک بابک خرمدین و در یک خانواده متوسط در آمل چشم به جهان گشود. در سال 1373 پس از پایان تحصیلات متوسطه به تهران آمد و پس از شرکت در کنکور سراسری در دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه تهران در رشته مدد کاری اجتماعی وارد دانشگاه شد. وی بعنوان یک دانشجوی آزادیخواه با دیدن بی عدالتی های موجود در جامعه و فقدان آزادی، در دانشکده فعالیت سیاسی را آغاز کرد و پس از کشته شده فروهرها در سال 1377 و بر ملا شدن شیوه این کشتارتوسط روزنامه سلام و توقیف آن، تظاهراتی از سوی دانشجویان دانشگاه ها آغاز شد که از 18 تیر ماه سال 1378 به مدت چند روز تهران و چند شهر دیگر را در نا آرمی فرو برد و سرانجام منجر به سرکوبی این جنبش و دستگیری وی و برادر بزرگش، منوچهر محمدی شد. وی در طی سالیان زندان به دلیل غیبت زیاد از دانشگاه اخراج شد . او به مدت 7 سال در زندانهای جمهوری اسلامی ، زندان توحید ، زندان اوین زیر وحشیانه ترین شکنجه های وزارت اطلاعات قرار گرفت و به عنوان اسطوره مقاومت از سوی جنبش دانشجویی انتخاب شد . وی یکی از اعضای شورای مرکزی اتحادیه ملی بود . و در پی تظاهرات 18 تیر به عنوان متهم ردیف دوم قیام کوی دانشگاه به اعدام محکوم و با درخواست علی خامنه ای با دو درجه تخفیف به 15 سال زندان محکوم شد . در پی شکنجه های وزارت اطلاعات در زندان توحید و 209 اوین انواع شکنجه های روحی و جسمی را تحمل کرد . موارد شکنجه در 3 ماه و نیم زندان تو حید و 209 اوین 1- کابل زدن به کف پا به مدت 27 روز ( یک روز در میان ) 2- ضرب و شتم در حین بازجویی 3- بی خوابی 4- پخش نوحه با صدای بلند در سلول انفرادی 5- آویزان کردن از سقف بصورت قپانی 6- تهدید به اعدام 7- شلاق زدن همراه با وزنه سنگین بر پشت 8- استفاده از داروی بی حواسی برای سند سازی و انواع دیگر شکنجه ها .... در پی این شکنجه ها وی از ناحیه کمر صدمه دید و تا آخرین روز ها نیز از این مسئله رنج می برد . همینطور پنجاه درصد از شنوایی خود را در طول شکنجه ها از دست داد . از جمله اقدامات او در طول فعالیت سیاسی اش می توان به موارد زیر اشاره کرد . 1- بوجود آوردن تشکل سیاسی در دانشگاه 2- برپایی اعتراضات صنفی دانشجویی در دانشگاه 3- موضعگیری تند در سخنان ده نمکی از اعضای انصار حزب الله در دانشگاه 4- بر هم زدن سخنرانی خاتمی و سازماندهی تظاهرات در دوم خرداد 78 5- سازماندهی تظاهرات کوی دانشگاه در سال 78 به همراه برادرش و دیگر دانشجویان که منجر به 15 سال زندان شد اکبر محمدی در طول 7 سال زندان پنج بار دست به اعتصاب غذا زد، او در طول این اعتصابات به انواع بیماری های گوارشی مبتلا شد . وی به بیماری ام اس نیز مبتلا شده بود. به همین جهت بنا بنظر شورای پزشکی وی مستحق مرخصی استعلاجی شد ولی به دلیل چاپ کتابی از او در امریکا توسط خواهرش وی دوباره به زندان منتقل شد. و در ششمین اعتصاب خود که به مدت 9 روز ادامه یافت بطرز مشکوکی در بند 350 زندان اوین جان باخت . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 8:50 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 3:34 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 3:6 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم شهریور 1385ساعت 23:15 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
از سمت راست شهید اکبر محمدی - برادرش رضا محمدی - خواهرش نسرین محمدی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم شهریور 1385ساعت 9:48 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 22:0 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام یزدان پاک
اینجانب محمد محمدی پدر زنده یاد اکبر محمدی مان از کلیه سازمان ها و نهد های حقوق بشری و بین المللی و همچنین آزادی خواهان داخل و خارج از کشور ایران و کلیه مردم عزیز ایران با هر عقیده ایی انتظار دارم اکبر را فراموش نکنند چون اکبر در راه آزادی وطن مبارزه کرده بود و کشته شد . امیدوارم این پدر پیر و خسته از روزگار از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا بحال بیش از سه هزارو پانصد فقره نامه برای مسئولین نوشتم دریغ از یک دانه جواب ٬ در آخر پاسخ تمام این نامه ها را با کشتن پسرم به من جواب دادند. اکبر محمدی در راه آزادی و سربلندی ایران عزیز از بذل جان و مال مایه گذاشت و با عذت و افتخار در این راه کشته شد . در پایان ارز تمام جوانان عزیز ایران می خواهم نگذارند خون اکبر پایمال شود و ادامه دهنده راه و آرمان اکبر باشند . اکبر فقط در راه آزادی میهن عزیزش مبارزه کرده و کشته شده بود نه بخاطر مقام .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 20:41 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به نام یزدان پاک
نماینگان مجلس شورای اسلامی ایران اینجانب محمد محمدی پدر زنده یااد اکبر محمدی به طوری که مسبوقید اکبرزیر شکنجه در زندان اوین کشته شد اکبر بعد از هفت سال و اندی در زندان اوین و بند معرف ۲۰۹ اش و بازداشتگاه مخوف توحید که انواع شکنجه های جسمی و روحی دیده بود . اخیراً زندان اوین یک روز قبل از مرگ اکبر از طرف نمایدگان مجلس مورد بازدید قرار گرفته بود که بعد از فوت اکبر این نمایندگان که مطلع شده بودند . اظهار داشتند که در حین بازدید از زندان به درخواست ما نمایندگان مبنی بر ملاقات با اکبر محمدی پاسخ ندادند و اجازه ملاقات با ایشان را ندادند . حالا تقاضای اینجانب پدر اکبر محمدی از نمایندگان مجلس این است تا کنون چه اقداماتی نصبت به علت فوت زندانی سیاسی اکبر محمدی که فقط به خاطر ابراز عقیده سالیان سال در زندان زیر انواع شکنجه محبوس بود ٬ انجام داده اید . امیدوارم این نمایندگان که به عنوان وکیل و نماینده ما مردم در مجلس به سر می برند به طور جدی و بی طرفانه وبدون هیچ ترس و غرضی علت فوت پسرم اکبر محمدی را مشخص و به مردم اعلام کنید و افراد خاطی را که در هر پست و مقامی که هستند معرفی و مورد مجازات قرار بدهید .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 20:12 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
به یاد شهید اکبر محمدی
جامه ایی که نشود غرقه به خون بهر وطن بدر آن جامه که تنگ تن و کم از کفن است ««»» از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سر و قدشان سرو خمیده در سایه گل بلبل از این غصه خزیده گل نیز چون من در غمشان جامه دریده ««»» کلام پدر دل سوخته اکبر بعد از هفت سال و اندی انتظار کشیدن پسرم را برده اند و کشتند به امید خدا خودشان نیز با سر افکندگی از دنیا خواهند رفت چون مثل معرف « کسی باد بکارد طوفان درو خواهد کرد »
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 16:3 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 11:36 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 22:59 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 22:39 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 22:38 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 22:37 توسط با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ رسمی اکبر محمدی است که توسط خانواده اکبر محمدی درست شده است
که در بر گیرنده اهداف مبارزات خاطرات و اخبار مربوط و عکسهای آن شهید می باشد |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
خاطرات عکسها و تصاویر بیانیه ها نامه ها اطلاعيه ها نامه ها |
| نویسندگان |
|
با نام مستعار آرش شواتیر ( ایمان رضایی ) با نام مستعار آرش شواتیر |
|
RSS
|